خرید بک لینک
از روزی که رای اولی بودم تا به این سن تو تمام انتخابات ها شرکت کردم و معتقد بودم حتما باید رای بدم و تو سرنوشت کشوری که توش زندگی می کنم سهیم باشم. من همیشه ته مونده امیدی داشتم به تغییر .به درست شدن

برچسب: نویسنده: علی رضوانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 5:58

هیج ارمنی ای وبلاگ من رو نمی خونه نه؟ به نطرم ارمنی ها خیلی آدم های خوبی هستن . تو دوران کودکی دوستی ارمنی داشتم که خیلی دوستش داشتم. هم خودش هم خانوادش . واقعا مثال زدنی بودن . آدم های با شعور و فهمیده ای بودن . تو کتاب چراغ ها را من خاموش می کنمِ زویا پیرزاد از یه نوع شیرینی که اونا دارن اسم برده بود . گاتا ! یه نوع نون سنتی ارمنی هاس . خیلی دلم خواست تهیه ش کنم. یکم سرچ کردم دیدم یه شیرینی فروشی تو خیابون ویلا این نوع نون و داره . یادم باشه گذرم اون ور افتاد برم و بخرمش.

برچسب: نویسنده: علی رضوانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 5:58

مسعود درکهمهدی میگه پرشیاز گات تلنت اون هفته رو دیدی؟ گفتم نه هنوز . گفت حتما حتما ببین . گفتم چرا؟ گفت ببین می فهمی . و الان بالاخره دیدم . و پشمام . به واقع پشماااام . مسعود درکه اینجا چکاااار می کرد؟! سید مس

برچسب: نویسنده: علی رضوانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 5:58

آشِ نیکو صفتتو آش فروشی نیکو صفتِ میدون انقلاب نشسته بودیم و آش می خوردیم . تو هوای سَرد آش بخورین اونجاتون و گرم و نرم می کنه و باعث میشه باقی روز و کم فَشار سپری کنید .این عکس و که می خواستم تو وب بزارم یاد یکی

برچسب: نویسنده: علی رضوانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 5:58

The One with the Flashback قسمت 6 فصل سه ی فرندز یکی از قوی ترین و فوق العاده ترین اپیزود هاش بود.چقدر باهاش خندیدم.اولین بار بود سریال می رفت به سه سال پبش و نحوه ی اشنایی این دوستان با هم.عاااالی بود.جزو چند تا اپیزود برتر.تا

برچسب: نویسنده: علی رضوانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 5:58

Hotel Transylvaniaنشستم هتل ترانسیلوانیارو دیدم.هر سه قسمتش و. و از کرده ی خود دلشادم.معنای واقعی شستن و بُردن بود وقتی که بعضی وقتا میگم. اولین بار بود انیمبشنی می دیدم که قسمت دوش از یکش قشنگ تر و قسمت سه ش از دو و ی

برچسب: نویسنده: علی رضوانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 5:58

دارم بالا میارم از این همه حجم از اخبار کرونایی که تو کانالای خبری و سایتایی که همیشه دنبال می کردم دارم می بینم . واقعا دارم بالا میارم . بسه دیگه ! از یه ورم می گم خوبه که اطلاع رسانی شه . ترسی که ب

برچسب: نویسنده: علی رضوانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 5:58

وسط این همه بدبختی و کثافت تنها امید به فرار از این زندگی گهی این لپ تاپ رفیق دیرینم بود که تمام زندگیم و باهاش انجام می دادم و دلخوش بودم بهش که می بینم امروز دوباره باز خراب شد ... خدا؟ ...شکرت. حالم بدتر از این نمیتونه بشه.

برچسب: نویسنده: علی رضوانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 5:58

صفحه بندی